دکلمه نیمه شعبان ، میلاد امام زمان (عج)
آقا تو رو خدا
سلام بر حضرت آخرین
سلام بر مولای دوازده
سلام بر عصمت چهارده
شاعر نیستم که قافیه ها و ردیفها رابچینم تا برای منتظرین شعر بگویم تا خوششان بیاید
من برای مولا سخن می پراکنم
برای غریب بین دوستان
برای اشنای بین دشمنان
به خدا دشمنان او را بهتر از من می شناسند
حضرت عشق میدانیم مرا می شناسی خوب هم می شناسی گرگم در لباس بره
گرگ هوسم جامعه های ایمان را پاره کرده
اما چکار کنم هر جور که نگاه می کنم تورا دوست دارم نمی دانم چرا فقط می دانم بخاطر پاکی و مظلومیتت
اقا تو غایب نیستی ما در غیبت به سر می بریم برای ظهور و حضور ما در کنارت دعا کن
در غیبتی بی پایان
اما امید داریم هرقدر که ما بد باشیم شما بیشتر خوبی و مهربان آقا ما در بین دشمنان همیشه کنایه ها را تحمل می کنیم بیا لطفی کن دست ما را بگیر
ما را از نامهربانی های نفسمان نجات بده
نفس افسار را به هر طرف که می خواهد می کشد ما موجودی بی ارداده شده ایم ولی در ته دل همیشه تو را دوست داریم
بیا و ما را نجات بده
آقا کم آوردیم از دنیا و نفسمان
نجاتمان بده از اینها که بگذریم که شرح حال ماست که شما بهتر بران واقفید حالتان چطور است خوبید
خدا کند که یکی از منتظرین دل شما را شاد کرده باشد به خاطر عمل نیکش
شما خوشحال باشید بس
می دانم از دست ما ناراحتید
آقا تو روخدا
دعایی به حال کویریمان کن
تو دریایی
وظيفه ما نسبت به امر به معروف و نهى از منكر چيست؟ از آنجا كه غيبت امام زمان، عجل الله تعالى فرجه، هرگز به معناى تعطيلى احكام اسلام نيست، از اينرو همه افراد جامعه اسلامى در قبال تمامى احكام و مقرراتى كه خداوند متعال براى آنها مقرر ساخته است; مسؤول اند. به عنوان مثال در بعد تكاليف فردى موظف به خواندن نماز و گرفتن روزه و انجام اعمال حج (درصورت داشتن شرائط خاص آن) مى باشند و در بعد وظايف اجتماعى هم وظيفه دارند تا تكاليفى را كه از جمله آنهاست اقامه امر به معروف و نهى از منكر به جاى آورند. منتهى نكته بسيار مهمى كه در اين زمينه حائز اهميت است آن كه همه مكلفين بايد قبل از اقدام به انجام يك تكليف از شرايط و خصوصيات آن به حد كافى علم و آگاهى حاصل نمايند تا در مرحله عمل از حد و حدود خاص آن تعدى ننمايند بلكه هر يك از آنها رابر طبق چارچوبهاى مشخص شده در تعاليم حيات بخش اسلامى انجام دهند. به عنوان مثال در مورد همين موضوع امر به معروف و نهى از منكر دهها مطلب بسيار اساسى هست كه بايد مكلف از كم و كيف آنها آگاه باشد كه به عنوان نمونه مختصرا اشاره اى مى كنيم: الف) اهميت و ارزش امر به معروف و نهى از منكر چه بسا اگر افرادى به نقش بسيار حساس اين امر توجه ننمايند و با سهل انگارى و بى تفاوتى با آن برخورد كنند براى جامعه مشكلاتى پيش مى آيد كه كيان آن را به خطر مى اندازد. در راستاى توجه به اين نكته است كه در آيات و روايات فراوانى لزوم اقامه آن به تعابير مختلفى گوشزد شده است. در آيه 104 آل عمران مى فرمايد: ولتكن منكم امة يدعون الى الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون ؛ بايد جمعى در ميان شما باشند كه دعوت به كار نيك و امر به معروف و نهى از منكر نمايند و آنها رستگارانند. حضرت على، عليه السلام، درضمن يكى از كلمات قصار نهج البلاغه، در اين باره مى فرمايند: و ما اعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر الا كنفثة فى بحر لجى. (1) تمام كارهاى نيك و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر همچون آب دهان در برابر درياى پهناور است. خلاصه از مجموعه اين دسته از آيات و روايات چنين معلوم مى شود كه امر به معروف يك تكليف واجبى است كه اولا در بين مجموعه واجبات از جايگاه خاصى برخوردار است ثانيا بى توجهى به آن، سبب ايجاد گرفتاريهاى مهمى در جامعه مى گردد كه از جمله آنها اين است اشرار تسلطبه مقدرات جامعه پيدا مى كنند و مردم هر چه دعا كنند به مرحله اجابت نمى رسد. (2) ب) شرايط امر به معروف و نهى ازمنكر همانطور كه براى به نتيجه رسيدن هر كارى شرايط خاصى لازم است براى انجام مناسب و نتيجه بخشى امر به معروف و نهى از منكر هم شرطهايى ذكر شده است كه عمده آنها چهار چيز است: 1- خود امر كننده به معروف ونيكى و نهى كننده از منكر و بدى، عالم به معروف و منكر باشد يعنى دقيقا بداند كه چه كارى از نظر شرع مقدس معروف است تا به آنها امر كند و چه چيزهاى منكر است تا از آنها ديگران را باز دارد. 2- شرايط زمانى و مكانى و وضعيت مخاطب به گونه اى باشد كه فرد احتمال تاثير امر و نهى را بدهد به عبارت ديگر فرد تشخيص دهد كه درچنين موقعيتى امر و نهى كردن به طرف مقابل مؤثر خواهد بود و او را از كار بد بازداشته و به انجام كار نيك وادار خواهد نمود وگرنه بدون وجود چنين احتمالى امر به معروف و نهى از منكر وجوبى ندارد. 3- شرط ديگر آن است كه امر ونهى كننده بداند هنوز اين فرد بناى تكرار كار منكر را دارد وگرنه اگر او از انجام كار بد پشيمان شده و تصميم گرفته است كه ديگر به سراغ آن كار نرود براى امر و نهى كننده زمينه امر و نهى باقى نمى ماند. 4- در ضمن بايد امر و نهى كننده بداند كه اين كار او ضرر جانى و حيثيتى براى مؤمنى و يا خود او درپى نخواهد داشت وگرنه باز تكليف ازاو ساقط خواهد بود مگر اينكه آن منكر يا ترك معروف يك مساله بسيار مهمى باشد كه در آن صورت حتى تحمل ضرر جانى هم واجب مي شود كه تفصيل آن در كتابهاى فقهى مطرح است. اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه امركننده به «معروف» و باز دارنده از «منكر» در صورتى مى تواند به نتيجه مطلوب دست يابد و مخاطب خود را تحت تاثير قرار دهد كه خود به معروف عمل كند و از منكر دورى جويد. ج) مراتب امر به معروف و نهى ازمنكر براى امر به معروف و نهى ازمنكر مراتبى هم ذكر شده است كه با وجود احتمال برآورده شدن مقصود از مرتبه پايين، جائز نيست كه به مراتب بالاتر عمل شود. اين مراتب عبارتند از: 1- اول با قلب، يعنى; شخص معصيت كننده طورى عمل شود كه او متوجه شود كه آمر به معروف و ناهى از منكر قلبا ًاز كار او ناراحت است. مثل اينكه روى خود را برگرداند يا چهره اش را عبوس كند و رفت و آمد با او را كم سازد يا حداقل نمى تواند عكس العمل نشان دهد در قلب خود از آن كار ناراحت باشد. 3- مرتبه دوم امر و نهى با زبان: يعنى وقتى كارهاى قبلى مؤثر نشد واجب است كه اهل معصيت را با زبان نهى كند و يا به ترك كنند معروف با زبان امر كند. اما جائز نيست كه در امر و نهى از فحش و دروغ و اهانت و ... استفاده كند مگر اينكه معصيت او يك امر مهمى باشد مثل قتل و جنايت... كه اينجاها جلوگيرى بهر نحوى جائز خواهد بود. 3- مرتبه سوم توسل به زور يا به اصطلاح مرتبه يد (دست) است كه در اين مورد اغلب لازم است با اجازه و تحت نظر فقيه جامع الشرائط و حاكم شرعى انجام گيرد چرا كه چه بسا اقدام هاى خود سرانه سبب بروز تنش و هرج و مرج در سطح جامعه خواهد شد كه توضيح كامل هر يك از اين مراتب و شرائط خاص آنها در رساله هاى علميه مراجع و كتاب هاى فقهى و رساله هايى كه به طور مستقل در اين باره به نگارش در آمده آورده شده كه علاقه مندان مى توانند به آنها مراجعه كنند و ... نتيجه آنكه در دوره غيبت هم مكلفين موظفند از طريق كسب اطلاع از كم و كيف و شرائط و خصوصيات احكام نسبت به انجام و اقامه آنها اقدامات لازم را به عمل آورند و نگذارند اين امور به فراموشى سپرده شود اين تنها به مساله امر به معروف... اختصاص ندارد و مسلمانان در تمامى احكام دينى از چنين وظيفه اى برخوردارند. 1. نهج البلاغه كلمات قصار شماره 374.2. لا تتركوا الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلايستجاب لكم. (نامه 47 نهج البلاغه صفحه 422 صبحى صالح). |
اطاعت پذيري از امام امامت يک امام جز با اطاعت امت از او و پيشوايي يک رهبر جز در سايه فرمان پذيري پيروانش تحقق نمي پذيرد.
خدا هيچ پيامبري را نفرستاد مگر براي انکه اطاعت شود و هيچ امامي را مقرر نداشت مگر آنکه مردم را به اطاعت و فرمانبري از او فرا خواند.
امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اگر چه در پس پرده غيبت است اما اراده و فرمانش در ميان همه خلايق جاري و نافذ است.
دستوراتش را بايد شناخت فرمانهايش را بايد اطاعت کرد حاکميت او را بايد گردن نهاد و همين هاست که زمينه ظهور را فراهم مي آورد.
او خود فرمود :
(ولوان اشياعنا وفقهم الله لطاعتهم علي اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم لما تأخر عنهم اليمن بلقائنا)«اگر شيعيان ما_که خداوند آنان را به اطاعت خويش موفق گرداند _ در وفاي به عهد الهي هم دل و هم پيمان مي شدند، سعادت ديدار ما از انان به تأخير نمي افتاد.»
به راستي آيا عهد الهي چيزي جز پرستش و بندگي خداست ؟ و آيا اين پرستش جز با اطاعت محض ولي خدا تحقق پذير است؟
«طوبي لشيعه قائمنا المنتظرين لظهوره في غيبته ،المطيعين له في ظهوره».«خوشا به حال شيعيان مهدي قائم (عجل اللله تعالي فرجه الشريف) ، آنان که در دوران غيبت او چشم انتظار ظهور اويند و در دوران ظهورش سر سپردگان اوامر او».
منتظرين حضرت مهدي (عج) همان نيکبختاني هستند که اگر در حضور او باشند، جز اطاعت نمي شناسند و جز به فرمان او کاري انجام نمي دهند. |

ای روشنای کلام نورانیات تا همیشه در جهان جاری!
ای فرزند بلند بالای زینالعابدین که امیر و سرور دانشاندوزانی!
از چهار گوهر منور دیگر که نشان میجویم، به در خانه تو میرسم؛ آنجا که بزرگان دین و تشنگان دانش در رواق لبریز سادگی آن، از خُم مستیآور علم تو مینوشند و در فراگیری ذرهای از کمال تو میکوشند.
ای والاترین پیامدار مظلومیت شیعه!
بعد از تو، سینه سوخته مردم را چه کسی مرهم باشد و مخزن دانش الهی را جز چشمهای نافذ تو، که بگشاید؟...
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

در خصوص چرایی صلوات، دقت شود که اولاً «صلوات» یک دعای مستجاب است. ثانیاً دعا کردن برای معصوم، امام، عزیزان دیگر و ...، معرفت و محبت خود ما را میرساند. لذا قبل از آن که برکاتش شامل طرف مقابل شود، شامل دعا کننده میگردد. و البته دعا شونده نیز از آن برکات الهی بهرهمند میگردد. و گرنه خود «صلوات» حتی بر حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله نیز لزومی نداشت. چرا که در این صلوات برای ایشان سلام، درود و دعا میفرستیم.
– دعا در هر حال و برای هر کس مفید است و هیچ کس بینیاز از دعا نیست. حتی اگر هیچ انسانی نیز وجود نداشته باشد، خداوند متعال خود و ملائکش بر رسول اکرم (ص) و هم چنین بر مؤمنین صلوات میفرستد. و البته منظور از صلوات، فقط لفظ «اللهم صل علی محمد و آل محمد» نیست.
– از برکات دیگر صلوات برای اهل عصمت و به ویژه امام زمان (عج) این است که معصوم هیچ گاه از دیگران عقب نمیافتد و امام هیچگاه مدیون دیگران نمیماند، حتی به اندازهی یک سبقت در سلام و یا یک دعا. لذا وقتی شیعهای برای سلامتی امام زمان (عج) دعا میکند و یا ذکر صلواتی میگوید: نشان میدهد که نه تنها امامش را میشناسد، بلکه همیشه ذهن و فکر و قلبش متوجه اوست. با خوشی او خوش است و با غم و اندوه و ناراحتی او نیز مغموم و ناراحت است و چون او را نمیبیند و از حالش با خبر نیست، دعا میکند که همیشه سلامت باشد و آفات محیطی بر او اثری نگذارد. بدیهی است که امام (ع) متقابلاً و حتی پیش از او، چنین شیعه را دعا مینماید. و بدین وسیله یک ارتباط معنوی مستقیم، با معرفت و محبت بین شیعه و امامش برقرار میگیرد، اگر چه ظاهر او را نبیند.
پس، دعا هیچ منافاتی با عصمت، محافظت الهی و غیبت ندارد. چنان چه برای تعجیل در ظهور ایشان نیز مأمور و مکلف به دعا شدهایم.
خداوند متعال برای تحقق هر امری وسایلی گذاشته است و یکی از این وسایل، دعا است. به همین دلیل حتی ملائک بسیاری فقط مأمور به دعا هستند.
دعا برای سلامتی امام زمان(عج) آثار و برکات فراوانی دارد از جمله:
1. نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است. اگر چه دوستی تمام ائمه معصومین علیهم السلام بخشی از ایمان و شرط قبولی اعمال است، در عین حال دعا کردن در حق امام زمان(عج) موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان میگردد.
2. اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتوای پیمان با آن حضرت را دین داری و شریعت محوری و تصمیم قلبی بر اطاعت امر امامعلیه السلام و یاری رساندن او با نثار جان و مال تشکیل میدهد.
تجدید بیعت با آن حضرتعلیه السلام کاری است که بعد از هر نماز از فرایض پنجگانه، یا در هر روز و یا در هر جمعه مستحب است.(دعای عهد مفاتیح الجنان، ص 891 و 892. شاهدی برای این سخن است.)

3. سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران میگردد. یاد امام زمان(عج) توجه به ارزشهای دین و اصول اخلاقی را در دلها جوانه میزند و برعکس غفلت از یاد و خاطره امام یکی از دلایل عمده پژمردگی و سستی ارزشهای الهی و انسانی در جامعه اسلامی است.
4. کسی که سلامتی امام زمان به رایش مهم است، به طور مسلّم آزردن آن حضرت به رایش سخت است، در نتیجه دعا برای سلامتی آن حضرت، انسان را بر انجام کارهایی وادار میکند که موجب خشنودی آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهی میگردد.
5. دعا بسیار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگی مؤمنان میشود.
6. دعا موجب قرب الهی است. امام مهدی(عج) در خصوص زیارت آل یس میفرمایند: «هرگاه خواستید به وسیله ما به خداوند و به ما توجه کنید این زیارت را که از جانب خداوند انشا شده است بخوانید» (مفاتیح الجنان، ص 863.)
این زیارت که از جهات مختلف، محتوایی عمیق دارد بسیار مورد تأکید و سفارش قرار گرفته است. از جمله سلامهایی که در این زیارت ادا میشود، از ابتدا تا انتها، دعا برای سلامتی و تندرستی و بهروزی امام زمان(عج) است. «السلام علیک یا خلیفه الله و ناصر حقه... السلام علیک حین تصبح و تمسی، السلام علیک فی الیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی ... السلام علیک به جوامع السلام...»؛ سلام بر توی جانشین خدا و یاری کننده حق... درود و سلام بر تو هنگامی که بامداد و شام کنی، درود و تهیت الهی بر تو در شب که همه جا را فراگیرد و در روز، در وقتی که نور دهد (یعنی سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودی همه جانبه... .
در دعای بعد از این زیارت نیز معانی بلندی نهفته است. از جمله عرض میکنیم: خدایا! او (امام زمان) را از شر هر متجاوز و سرکشی و از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث روزانه، از پیش رو، و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و نگهداری کن و از این که آسیب و گزندی به او برسد جلوگیری کن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مبارکش عدل و داد را پدیدار نما! «اللهم اعذه من شر کل باغ و طاغ و من شر جمیع خلقک و احفظه من بین یدیه و من خلقه و عن یمینه و عن شماله و احرسه و امنعه منان یوصل الیه به سوء واحفظ فیه رسولک و آل رسولک واظهر به العدل...».
در پایان سخن لازم است یادآور شویم که دعا کردن برای سلامتی و فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نیز اهل بیت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است.
«وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یخْشَ اللَّهَ وَ یتَّقْهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ»؛ «و هر که خدا و رسولش را اطاعت کند و خداترس و پرهیزکار باشد چنین کسی به فوز و سعادت خواهد رسید».)سوره نور: آیه 52 )
بخش مهدویت تبیان
منابع : سایت شبهه
سایت مذهبی دات آی آر
1- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : الَّذي يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَ لَكُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ في أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلي خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ في بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.
«تفسير عيّاشي، ج 1، ص 16»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت، محور و اساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم. همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مي باشيم، حلال و حرام را مي شناسيم، تأويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم.
2- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أنَا خاتَمُ الاَْوْصِياءِ، بي يَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلي وَ شيعَتي.
«دعوات راوندي، ص 207، ح 563»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: من آخرين وصيّ پيغمبر خدا هستم به وسيله من بلاها و فتنه ها از آشنايان و شيعيانم دفع و برطرف خواهد شد.
3- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إلي رُواةِ حَديثِنا (أحاديثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَيْكُمْ.
«بحارالأنوار، ج 2، ص 90»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: جهت حلّ مشكلات در حوادث - امور سياسي، عبادي، اقتصادي، نظامي، فرهنگي، اجتماعي و ... - به راويان حديث و فقهاء مراجعه كنيد كه آن ها در زمان غيبت خليفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مي باشم.
4- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.
«بحارالأنوار، ج 53، ص 178»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول الله صلّي الله عليه وآله وسلّم مي باشد و كناره گيري عدّه اي، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاي نيكوي پروردگار مي باشيم; و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاي ما خواهند بود.
5- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فيها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهي مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَيرِ حَمْل وَ لا وِلادَة عَلَي الصُّورَةِ الَّتي يُريدُ كَما خَلَقَ آدَمَ - عليه السلام - عِبْرَةً.
«بحارالأنوار، ج 53، ص 163»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: همانا بهشت جايگاهي است كه در آن آبستن شدن و زايمان براي زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمني آرزوي فرزند نمايد، خداوند متعال بدون جريان حمل و زايمان، فرزند دلخواهش را به او مي دهد همان طوري كه حضرت آدم - عليه السلام - را آفريد.
6- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : لا يُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا يَدَّعيهِ إلاّ جاحِدٌ كافِرٌ.
«بحارالأنوار، ج 53، ص 179»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: كسي با ما، در رابطه با مقام ولايت و امامت مشاجره و منازعه نمي كند مگر آن كه ستمگر و معصيت كار باشد، همچنين كسي مدّعي ولايت و خلافت نمي شود مگر كسي كه منكر و كافر باشد.
7- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إلاّ كَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا يَدَّعيهِ غَيْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوي.
«بحارالأنوار، ج 53، ص 191»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: حقيقت - در همه موارد و امور - با ما و در بين ما اهل بيت عصمت و طهارت خواهد بود و چنين سخني را هر فردي غير از ما بگويد دروغ گو و مفتري مي باشد; و كسي غير از ما آن را ادّعا نمي كند مگر آن كه گمراه باشد.
8- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أبَي اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.
«بحارالأنوار، ج 53، ص 193»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن كه به إتمام و كمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.
9- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : إنَّهُ لَمْ يَكُنْ لاِحَد مِنْ آبائي إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ في عُنُقِه بَيْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّي أخْرُجُ حينَ أخْرُجُ وَ لا بَيْعَةَ لاِحَد مِنَ الطَّواغيتِ في عُنُقي.
«بحارالأنوار، ج 56، ص 181»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصياء عليهم السّلام)، بيعت حاكم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولي من در هنگامي ظهور و خروج نمايم كه هيچ طاغوتي بر من منّت و بيعتي نخواهد داشت.
10- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - : أنَا الَّذي أخْرُجُ بِهذَا السَيْفِ فَأمْلاَ الاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.
«بحارالانوار، ج 53، ص 179»
امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف - فرمود: من آن كسي هستم كه در آخر زمان با اين شمشير - ذوالفقار - ظهور و خروج مي كنم و زمين را پر از عدل و داد مي نمايم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.
كسی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسید چه میگویید دربارهی كسی كه دارای ولایت امامان است؛ و انتظار ظهور حكومت حق را میكشد و در این حال از دنیا میرود؟
امام ـ علیه السّلام ـ در پاسخ فرمود:
هو بمنزله من كان مع القائم فی فسطاطه ـ ثمّ سكت هنیئه ـ ثمّ قال هو كمن كان مع رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ؛ او همانند كسی است كه با رهبر این انقلاب در خیمهی او (ستاد ارتش او) بوده باشد ـ سپس كمی سكوت كرد ـ و فرمود مانند كسی است كه با پیامبر اسلام (در مبارزاتش) همراه بوده است.
این مضمون در روایات زیادی با تعبیرات مختلفی نقل شده است:
در بعضی «بمنزله الضّارب بسیفه فی سبیل الله؛ همانند شمشیر زنی در راه خدا.»
و در بعضی دیگر «كمن قارع مع رسول الله بسیفه؛ همانند كسی است كه در خدمت پیامبر با شمشیر بر مغز دشمن بكوبد.»
در بعضی دیگر «بمنزله من كان قاعداً تحت لواء القائم؛ همانند كسی است كه زیر پرچم قائم بوده باشد.»
و در بعضی دیگر «بمنزله من استشهد مع رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ؛ همانند كسی است كه با پیامبر شهید شود.»
این تشبیهات كه در مورد انتظار ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه شریف ـ در این روایات وارد شده بسیار پر معنی و روشنگر این واقعیت است كه یك نوع رابطه و تشابه در میان مسألهی «انتظار» و «جهاد» و مبارزه با دشمن، در آخرین شكل خود، و جود دارد. (دقت كنید!)
در روایات متعدّدی نیز انتظار چنین حكومتی را داشتن، به عنوان بالاترین عبادت معرفی شده است.
این مضمون در بعضی از احادیث، از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و در بعضی از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده است؛ از جمله در حدیثی میخوانیم كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:
«افضل اعمال امّتی انتظار الفرج من الله عزّوجلّ؛ بالاترین اعمال امت من انتظار فرج از ناحیهی خدا كشیدن است.»
و در حدیث دیگری از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ میخوانیم:
«افضل العباده انتظار الفرج»
این حدیث اعم از این كه انتظار فرج را به معنی وسیع كلمه بدانیم، و یا به مفهوم خاص یعنی انتظار ظهور مصلح جهانی باشد، اهمیت انتظار را در مورد بحث ما روشن میسازد.
این تعبیرات همگی حاكی از این است كه انتظار چنان انقلابی همیشه توأم با یك جهاد و سیع دامنهدار است.
و اگر اعتقاد و انتظار حكومت جهانی مهدی به صورت ریشهدار حلول كند، سرچشمهی دو رشته اعمال دامنهدار خواهد شد (زیرا اعتقادات سطحی ممكن است اثر آن از گفتار و سخن تجاوز نكند اما اعتقادات عمیق همیشه آثار عملی گستردهای به دنبال خواهد داشت)؛ این دو رشته اعمال عبارتنداز:
ترك هر گونه همكاری و هماهنگی با عوامل ظلم و فساد، و حتی مبارزه و درگیری با آنها از یك سو؛ و خودسازی و خودیاری و جلب آمادگیهای جسمی و روحی و مادی و معنوی برای شكل گرفتن آن حكومت واحد جهانی و مردمی، از سوی دیگر.
و خوب كه دقت كنیم میبینیم هر دو قسمت آن كاملاً سازنده و عامل تحرّك و آگاهی و بیداری است.
با توجه به مفهوم اصلی «انتظار»، معنی روایات متعددی كه دربارهی پاداش و نتیجهی كار منتظران نقل شده بخوبی درك میشود.
اكنون میفهمیم چرا منتظران واقعی گاهی همانند كسانی شمرده شدهاند كه در خیمهی حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ یا زیر پرچم او است، یا كسی كه در راه خدا شمشیر میزند یا به خون آغشته شده یا شهید گشته است.
آیا اینها مراحل مختلف و درجات مجاهده در راه حق و عدالت نیست كه متناسب با مقدار آمادگی و درجهی انتظار افراد است؟
یعنی همانطور كه میزان فداكاری مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است، انتظار و خود سازی و آمادگی نیز درجات كاملاً مختلفی دارد كه هر كدام از اینها با یكی از آنها از نظر «مقدمات» و «نتیجه» شباهت دارد؛ هر دو جهادند و هر دو آمادگی میخواهند و خودسازی. كسی كه در خیمهی رهبر چنان حكومتی قرار گرفته یعنی در مركز ستاد فرماندهی یك حكومت جهانی است، نمیتواند یك فرد غافل و بیخبر و بیتفاوت بوده باشد؛ آنجا جای هر كس نیست؛ جای افرادی است كه بحق شایستگی چنان موقعیت پر اهمیتی را دارند.
همچنین كسی كه سلاح در دست دارد و در كنار رهبر این انقلاب با مخالفان حكومت صلح و عدالتش میجنگند، آمادگی فراوان روحی و فكری و رزمی باید داشته باشد.
آيت الله مكارم شيرازي
آیا مى توان گفت فرشتگان و جنّیان هم در انتظار بسر مى برند؟
گرچه ما به روایاتى كه دلالت بر منتظر بودن تمامى جنّیان و فرشتگان بكند برخورد نكردیم اما اخبار و احادیث بسیارى بیانگر منتظر بودن گروهى از فرشتگان و اجنّه هستند.
1 - أبان بن تغلب مى گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«.. آن گاه كه او(حضرت قائم عج) پرچم رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را به اهتزاز درآورد سیزده هزار و سیزده فرشته كه سالها منتظر ظهورش بوده أند به زیر پرچمش گرد مى آیند (و اماده نبرد مى شوند) همان فرشتگانى كه با نوح پیامبر در كشتى، با ابراهیم خلیل در آتش و با عیسى هنگام عروج به آسمان همراه بودند».[1]
2 - امام باقر(علیه السلام) مى فرمایند:
«فرشتگانى كه در جنگ بدر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) یارى دادند، هنوز به آسمان بازنگشته اند (منتظر ظهور حضرت اند) تا اینكه حضرت صاحب الامر را یارى رسانند و مقدارشان 5 هزار فرشته مى باشد».[2]
3 - محمد بن مسلم مى گوید:
«از امام صادق(علیه السلام) درباره ى میراث علم و اندازه ى آن پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود: خداوند دو شهر یكى در شرق زمین و دیگرى در غرب آن دارد، در آن دو شهر، گروهى سكونت دارند كه نه ابلیس را مى شناسند و نه از آفرینش او آگاهى دارند، هرچند مدت یك بار با آنان دیدار مى كنم، آنان درباره ى مسائل مورد نیاز و چگونگى دعا از ما مى پرسند و ما به آنان مى آموزیم، هم چنین آنان درباره ى زمان ظهور حضرت قائم مى پرسند... گروهى از آنان از روزى كه به انتظار حضرت قائم بوده اند هرگز سلاح خود را بر زمین نگذاشته اند و وضع آنان همین گونه بوده است، آنان از خداوند مى خواهند كه صاحب الامر را به آنان بنمایاند».[3]
4 - امام على(علیه السلام) مى فرمایند:
«.. خداوند، حضرت مهدى(عج) را با فرشتگان جن و شیعیان مخلص یارى مى كند».[4]
با توجه به این روایات مى توان بیان داشت كه هم فرشتگان و هم برخى از جنّیان و هم موجودات ناشناخته دیگرى در انتظار و چشم به راه آمدن آن منجى عالم هستند.
آیا زمین و پرندگان و حیوانات هم در انتظار ظهور حضرت هستند؟
بر اساس روایات گوناگون زمین، پرندگان، حیوانات درّنده و ماهیان دریاها هم در انتظار آمدن و ظهور حضرت حجت هستند.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید:
«همه اهل آسمان و زمین، پرندگان، حیوانات درنده و ماهیان دریا از ظهور حضرت مهدى(عج) شاد و خرسند مى شوند».[5]
آرى زمین هم منتظر ظهور قائم(عج) است تا تمام بركاتش را بیرون بریزد.
أمیر المؤمنین(ع) فرمود:
«زمین بشاشت خود را به سبب عدل ظاهر كند و آسمان باران خود را ببارد و درخت میوه خود را افزون دهد و زمین گیاه خود را برآورد و براى اهل زمین خود را زینت كند و وحوش ایمن باشند تا اینكه در همه اطراف زمین مانند چارپایان چرا كنند. زمین گنج هاى خود را ظاهر كند، پس قایم(عج) به مردم بگوید: بخورید، گوارا باشد شما را به سبب آنچه در ایام گذشته كردید از عملها، پس مسلمانان اهل دین حق اند.».[6]
پی نوشتها
[1] - صدوق، كمال الدین تمام النعمه ، ج 2، ص 672.
[2] - حر عاملى، اثبات الهداه، قم ، ج 3، ص 549.
[3] - حر عاملى، اثبات الهداه، ج 3، ص 523.
[4] - حسینى، حصینى، الهدایه الكبرى ، 1406 هـ ق، ص 31.
[5] - و. ك، یوسف بن یحیى مقدسى سلمى شافعى، عقد الدرر فى اخبار المنتظر، ص 149 و 84، عالم الفكر، قاهره ; ر ك، جلال الدین سیوطى، در المنثور، بیروت، دار الامر، ج 6، ص 50.
[6] - محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 53، ص 85 - 86، ب 29، ح 86.
واحد دین واندیشه تبیان زنجان-
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: «حتی تقوم الحرب بکم علی ساق، بادیا نواجذها، مملوءة اخلافها، حلوا رضاعها، علقما عاقبتها»؛ پیش بینی می کند که قبل از ظهور حضرت مهدی، آشوب عجیب و جنگهای بسیار مهیب و خطرناکی در دنیا هست. می فرماید: جنگ روی پای خودش می ایستد، دندانهای خودش را نشان می دهد مثل یک درنده ای که دندان نشان می دهد، شیر پستان خودش را نشان می دهد، یعنی آن ستیزه جویا و آتش افروزان جنگ، نگاه می کنند می بینند این پستان جنگ خوب شیر می دهد یعنی به نفعشان کار می کند، اما نمی دانند که عاقبت این جنگ به ضرر خودشان است، «حلوا رضاعها» دوشیدنش خیلی شیرین است اما «علقما عاقبتها» اما عاقبتش فوق العاده تلخ است.
«الا و فی غد و سیأتی غد بما لا تعرفون» بدانید که فردا دنیا آبستن چیزهایی است که هیچ پیش بینی نمی کنید، نمی شناسید و آگاه نیستید، ولی بدانید هست و فردا با خود خواهد آورد. «یاخذ الوالی من غیرها عمالها علی مساوی اعمالها»؛ اول کاری که آن والی الهی می کند این است که عمال و حکام را یک یک می گیرد، اعوان خودش را اصلاح می کند، دنیا اصلاح می شود. «و تخرج له الارض افالیذ کبدها»؛ زمین پاره های جگر خودش را بیرون می دهد، یعنی زمین هر موهبتی که در خودش دارد از هر معدنی، و هر استعدادی که شما تصور بکنید، همه را بیرون می دهد، هر چه تا امروز مضایقه کرده بیرون می دهد. «و تلقی الیه سلما مقالیدها»؛ زمین می آید مثل یک غلام در حالی که تسلیم است کلیدهای خودش را در اختیار او قرار می دهد (اینها همه تعبیر و بیان است) یعنی دیگر سری در طبیعت باقی نمی ماند مگر اینکه به دست او کشف می شود، مجهولی در طبیعت باقی نمی ماند مگر اینکه در آن دوره مکشوف می گردد.
«فیریکم کیف عدل السیرة»؛ آنوقت او به شما نشان خواهد داد که عدالت واقعی یعنی چه، نشان خواهد داد که اینهمه که دم از اعلامیه حقوق بشر و آزادی می زدند همه اش دروغ بود، اینهمه که دم از صلح می زدند همه اش دروغ و نفاق و " جو فروشی و گندم نمائی " بود. «و یحیی میت الکتاب و السنة»؛ قوانین کتاب و سنت را که متروک مانده و به حسب ظاهر مرده و از میان رفته است، زنده خواهد کرد. (نهج البلاغه/ خطبه 138)
و نیز فرمود: «اذا قام القائم حکم بالعدل»؛ هر یک از ائمه ما یک لقبی دارد، مثلا امیرالمؤمنین: علی المرتضی، امام الحسن المجتبی، امام حسین؛ سیدالشهداء و ائمه دیگر: السجاد، الباقر، الصادق، الکاظم، الرضا، التقی، النقی، الزکی العسکری. حضرت یک لقبی دارد مخصوص به خود، لقبی که از مفهوم قیام گرفته شده است، آنکه در جهان قیام می کند: القائم. اصلا ما حضرت مهدی را به قیام و عدالت می شناسیم. هر امامی به یک صفت شناخته می شود. این امام به قیام و عدالت شناخته می شود. «و ارتفع فی ایامه الجور»؛ جور و ظلمی دیگر در کار نیست. «و امنت به السبل»؛ همه راهها، راههای زمینی، دریایی و هوایی امن می شود، چون منشاء این ناامنیها ناراحتی ها و بی عدالتی هاست. وقتی که عدالت برقرار بشود، (از آنجا که) فطرت بشر فطرت عدالت است، دلیل ندارد که ناامنی وجود داشته باشد. «و اخرجت الارض برکاتها»؛ و زمین تمام برکات خودش را بیرون می آورد.
«و لا یجد الرجل منکم یؤمئذ موضعا لصدقته و لا بره. .. و هو قوله تعالی: و العاقبة للمتقین»؛ آیا می دانید ناراحتی مردم آنوقت چیست؟ ناراحتی مردم فقط این است که اگر بخواهند یک صدقه ای بدهند و یک کمکی به کسی بکنند، یک نفر (مستحق) پیدا نمی کنند، یک فقیر در روی زمین پیدا نخواهد شد. راجع به " توحید الهی " می فرماید: «حتی یؤحدوا الله و لا یشرک به شیئا»؛ و راجع به " امنیت " می فرماید: «و تخرج العجوزة الضعیفة من المشرق ترید المغرب لا یؤذیها احد»؛ یک پیرزن ناتوان، از مشرق تا مغرب دنیا را مسافرت می کند بدون کوچکترین آزار و اذیتی. زیاد است: آنچه از عدالت گفته شده است، از صلح و صفا به معنی واقعی گفته شده است، از آزادی و امنیت کامل گفته شده است، از ثروت و برکت فراوان گفته شده است، از تقسیم عادلانه ثروت گفته شده است، از فراوانی وسائل - وسائل دامداری و غیره - از میوه و گوسفند گفته شده است، از نبودن مفاسد گفته شده است که دیگر شرب خمری وجود نخواهد داشت، دیگر زنائی وجود نخواهد داشت، دیگر بشر تنفر دارد از دروغ گفتن، تنفر دارد از غیبت کردن، تنفر دارد از تهمت زدن، تنفر دارد از ظلم کردن.
ببینید پیغمبر چگونه آن روز (عصر ظهور) را روشن و دوره کمال بشریت می بیند. فرمود: «المهدی یبعث فی امتی علی اختلاف من الناس و الزلازل»؛ مهدی (ع) در یک شرایطی می آید که اختلاف در میان بشر شدید و زلزله ها برقرار است (مقصود زلزله های ناشی از مواد زیر زمین نیست) اصلا زمین به دست بشر دارد تکان می خورد و خطر، بشریت را تهدید می کند که زمین نیست و نابود شود. «فیملا الارض قسطا و عدلا کما ملت ظلما و جورا»؛ بعد از آنکه پیمانه ظلم و جور پر شد، دنیا را پر از عدل و داد می کند. «یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الارض»؛ از او، هم خدای آسمان راضی است و هم خلق خدای آسمان و مردم روی زمین. می گویند: الحمدالله که شر این ظلمها از سر ما کوتاه شد. بعد فرمود: «یقسم المال صحاحا»؛ ثروت را به طور صحیح تقسیم می کند. گفتند: یا رسول الله یعنی چه به طور صحیح؟ فرمود: عادلانه و بالسویه تقسیم می کند. «و یملا الله قلوب امة محمد غنی و یسعهم عدلة»؛ خداوند دل امت اسلام را مملو از غنا می کند. یعنی خیال نکن غنا و ثروت تنها همان ثروت مادی است، دلها غنی می شود، فقرها و نیازها و حقارتها و بیچارگیها و کینه ها و حسادتها، همه از دلها بیرون کشیده می شود.
بسیاری از افراد بشر خیال می کنند که مسئله ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه یک امری است مساوی با انحطاط دنیا و بازگشت بشر به تقهقر. قضیه بر عکس است، رقاء فکری و اخلاقی و علمی بشر است، به حکم همه شواهد و ادله ای که از دین به ما رسیده است. همان دینی که موضوع ظهور حضرت حجت را و عدل کلی را برای ما ذکر کرده است اینها را هم ذکر کرده است. در حدیث اصول کافی است که وقتی آنحضرت ظهور می کند خدای متعال دست خود را بر سر افراد بشر می کشد و عقل افراد بشر افزون می شود، فکر و عملشان زیاد می شود. وقتی که وجود مقدس او ظهور می کند دیگر گرگ و گوسفندی در دنیا وجود ندارد، حتی گرگها با یکدیگر در صلح و صفا زندگی می کنند. کدام گرگها؟ آیا همان گرگهایی که در بیابان زندگی می کنند؟ یا گرگهای افراد بشر. یعنی گرگ دیگر طبیعت گرگی ندارد، طبیعت گرگی از گرگ گرفته می شود.
واحد دین واندیشه تبیان زنجان-
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: «حتی تقوم الحرب بکم علی ساق، بادیا نواجذها، مملوءة اخلافها، حلوا رضاعها، علقما عاقبتها»؛ پیش بینی می کند که قبل از ظهور حضرت مهدی، آشوب عجیب و جنگهای بسیار مهیب و خطرناکی در دنیا هست. می فرماید: جنگ روی پای خودش می ایستد، دندانهای خودش را نشان می دهد مثل یک درنده ای که دندان نشان می دهد، شیر پستان خودش را نشان می دهد، یعنی آن ستیزه جویا و آتش افروزان جنگ، نگاه می کنند می بینند این پستان جنگ خوب شیر می دهد یعنی به نفعشان کار می کند، اما نمی دانند که عاقبت این جنگ به ضرر خودشان است، «حلوا رضاعها» دوشیدنش خیلی شیرین است اما «علقما عاقبتها» اما عاقبتش فوق العاده تلخ است.
این بحث یکی از بحث های جالب و جذاب و بسیار هم بحث بر انگیز بین محققین است.من چند تا از قول های مهم در این مورد رو اووردم و در صورت نیاز بگید بقیه اش رو هم بیارم و براتون بنویسم.یا حق:
«طیبه» یكی از نامهای مدینه طیبه است. این روایت دلالت میكند كه آن حضرت(ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت میكند كه همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یكی از آنها بمیرد، كس دیگری جایگزین او میشود.
موضوع محل اقامت و سكوت امام مهدی(ع) در زمان غیبت از جمله موضوعهایی است كه ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوی مورد پرسش قرار میگیرد.
پیش از پاسخگویی به این پرسش یادآوری این نكته ضروری است كه برای غیبت امام مهدی(ع) دو معنا قابل تصور است:
پینوشتها:
1. برای مطالعه بیشتر در این زمینهر.ك: همین كتاب، ص .
2. كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 161.
3. الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176.
4. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 172، ح 5.
5. الكافی، ج 1، ص 340؛ كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 102؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6.
6. بحارالأنوار، ج 52، ص 153.
7. الكافی، ج 1، ص 328، ح 2؛ كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 139؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 11.
8. كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 103؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 7.
9. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
10. كیسانیه پیروان مختار بن ابوعبیده ثفقی بودند. او نخست برای پیشرفت كار خود دعوت به علی بن الحسینعلیه السلام سپس دعوت به محمد حنفیه میكرد. البته كار او مبتنی بر اعتقاد وی به اهل بیت نبود، بلكه میخواست از آن بهرهبرداری سیاسی كرده باشد و چون كارش بالا گرفت خود دعوی دریافت وحی از خداوند كرد و عباراتی مسجع و مقّفی به تقلید قرآن به زبان میراند. (فرهنگ فرق اسلامی، ص 373)
11. یاقوت حموی، مراصد الإطلاع علی أسماء الأمكنته و البقاع، ج 2، ص 620.
12. ر.ك: بحارالأنوار، ج 52، ص 306؛ ج 53، ص 97.
13. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 182.
14. ر.ك: كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 315؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 306، ح 80؛ ص 307، ح 81.
15. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
16. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 164؛ الكافی، ج 1، صص 336 و 337،
1- امام صادق(ع) فرمود: بي ترديد براي صاحب الامر(ع) غيبتي است كه هر اهل باطلي در آن به شك ميافتد، راوي از علت غيبت سؤال كرد. حضرت فرمود: غيبت به سبب امري است كه اجازه نداريم آن را براي شما بيان كنيم... غيبت سرّي از اسرار الهي ولي چون ميدانيم كه خداوند بزرگ حكيم است ميپذيريم كه همه كارهاي او حكمت است اگر چه علت آن كارها براي ما معلوم نباشد.
كمال ج 2 باب 44 ح 11 ص 204
2- امام باقر(ع): وقتي خداوند همراهي و همنشيني ما را براي قومي خوش ندارد ما را از ميان آنها بر ميگيرد.
علل الشرايع ص 244 ب 179
3- امام رضا(ع): براي اينكه آن زمان كه با شمشير قيام ميكند كسي بر عهده او بيعتي نداشته باشد.
كمال ج2 ب44 ح4 ص232
«روزگاری خواهد آمد که مردمانشان به پراکندگی مصمّم باشند و از هماهنگی و اتّفاقنظر و اتّحاد به دور شوند. آنچنان به قوانین اسلامی بیاعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها. از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود
پینوشتها:
۱٫ نهج البلاغه. خ ۱۰۸٫
۲٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۱۹۰٫
۳٫ همان، ج ۷۷، ص۳۶۹٫
۴٫ کنزالاعمال، ح ۳۱۰۰۸٫
۵٫ کنزالاعمال، حدیث ۲۹۰۳۲۴٫
۶٫ نهجالبلاغه، ح ۱۰۲٫
۷٫ بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۱۸٫
۸٫ بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۴۵.
۹٫ کنزالاعمال، ح ۳۴۴۹۹ و۳۴۵۰۰٫
۱۰٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۱۱۱٫
چکیده: این گفت وگو با عنوان فرعی «فیلمسازان آمریکایی، مهدویت را نشانه گرفته اند» به چاپ رسیده است . جهان امروز جهان تصویر است و مساله آینده نگری (فیوچریسم) در دهه های گذشته برای غرب بسیار مطرح بوده است . آینده نگری در غرب، ریشه در روش علم تجربی، نگرش های سیاسی و اندیشه های مذهبی دارد . آمریکا با نشان دادن آینده تاریک و خونین بشر در فیلم های خود، سعی دارد خود را منجی آینده بشریت معرفی کند . مساله مهدویت برای غرب پس از انقلاب اسلامی ایران مطرح شد .
جهان امروز، جهان تصویر است و عمده ترین مصداق این تصویر، سینماست . پستمن در کتاب زندگی در عیش، مردن در خوشی سه دوره یا سه سپهر را برای انتقال معلومات ذکر می کند: دوره انتقال معلومات به وسیله زبان، دوره مکتوب و بالاخره دوره تصویر (سینمایی و تلویزیونی) .
امروز نه تنها قدرت ها از عنصر تصویر بالاترین استفاده را می کنند، بلکه ذهنیت مخاطب ها هم چنین قدرت و جایگاه پذیرشی را دارد . ما در شبانه روز بین 78 تا 79 درصد اطلاعات دریافتی را از چشممان به دست می آوریم . طبق تحقیقاتی که طی 10 تا 15 سال گذشته صورت گرفته، انسان با نیمکره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودی می کند و این اطلاعات، بزرگ ترین و عمیق ترین تاثیرات را روی شخصیت انسان می گذارد . بنابراین، تصویر، کارآمدترین عامل نه تنها برای انتقال معلومات، بلکه برای تاثیرگذاری روی شخصیت و روان افراد است .
پی نوشت:
1) سوشیانت در زرتشت، گوتمه یا بودای پنجم در بودیسم، مسیح در یهود و مسیحیت و ... .
2) من مجموعه گفتارهایی که پیرامون امام زمان علیه السلام در این کنفرانس ارائه شده، جمع آوری کرده ام و در کتاب تهاجم فرهنگی آورده ام .
3) مشخصات کتاب شناختی کتاب به این شرح است: بلخاری قهی، حسن، تهاجم یا تفاوت فرهنگی، تهران: انتشارات حسن افرا، 1379 (1378) .
در حدیثی آن ساعت را خروج حضرت مهدی(ع) دانسته که مردم را به آئینی فرا می خواند که آن را منکر و ناشناخته می دانند و باور نمی کنند که آئین اسلام باشد.
پی نوشتها:
1) تفسیر نورالثقلین، ذیل قمر، 1،6 - بحارج 52، ص 333،337و339.
2) پاتریک مور (patrick Moore) گری هانت (Garry unt) اطلس منظومه خورشیدی، برگردان عباس جعفری، ص 94، و بعد، نشر سازمان گیتاشناسی، تابستان 1374ش.
مایردگانی، نجوم به زبان ساده 2/186 وجد ترجمه محمد رضا خواجه پور، نشر گیتاشناسی،1363ش.
مبانی نجوم، تالیف اتواستروو (Otto Struve) بورلی لیند، هلن پیلانس، برگردان حسین زمردیان، بهروز حاجبی، ص 37 و بعد، نشر دانشگاه تهران، 1364ش.
3) کفایة الموحدین، سید اسماعیل نوری عقیلی، مقاله رابعه، در بیان بعضی از علائم ظهور- منتهی الآمال، محدث قمی، فصل 7، در بعضی از علامات ظهور - تفسیر نورالثقلین ذیل سوره شعراء.
4) مدرک قبل.

بخوانید یاران، همه دلداران
سرود هم عهدی در فراق جانان
می خوانم هر شب، شعر هم عهدی
شب جمعه منم و ذکر یا مهدی
اللّهم عجّل لولیک الفرج
شناسنامه كرامت
موضوع كرامت: رفع مشكل شهریه طلاب با توسل به حضرت صاحب الزمان علیهالسلام
منبع كرامت: دفتر ثبت كرامات و خاطرات مسجد مقدّس جمكران، شماره 235
زمان كرامت : دوران مرجعیت حضرت آیةاللَّه العظمى شیخ عبدالكریم حائرى
مكان كرامت: مسجد مقدّس جمكران
تاریخ ثبت كرامت: 11/3/78
شرح خاطره:
خاطرهاى از مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید على اكبر ابوترابى از جدّ مادریشان مرحوم حاج سید محمد باقر علوى قزوینى: بعد از تشریففرمایى مرحوم آیة اللّه حائرى "رضوان اللّه تعالى علیه" كه به قمآمدند، جدّ مادرى ماآقاى حاج سید محمد باقر علوى قزوینى رحمةاللَّه از طرف ایشان به قم دعوت شدند، تا هم درس و بحثى داشته باشند و هم در مسجد عشقعلى و مسجد بالاسر حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام اقامه نماز كنند. ایشان هم طبق دعوت حاج شیخ به قم تشریف آوردند.
در آن زمان مرحوم آیة اللّه حائرى رحمةاللَّه مؤسس حوزه علمیه قم، بابت مُهر نانى كه به طلاب محترم داده بودند به چندین مغازه نانوایى بدهكار مىشوند. حدودا چند ماهى نمىتوانند پول نانواها را بپردازند. مرحوم حاج شیخ به سه نفر از علماى قم از جمله مرحوم جدّ ما فرموده بودند:
به جمكران مشرف شده و به وجود مقدّس آقا امام زمان "عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف" متوسل شوید، كه به هر حال این مشكل مرتفع شود و ما بتوانیم حداقل، مهر نان طلاب را فراهم نماییم.
مرحوم جدّ ما نقل مىكردند: ما به مسجد مشرّف شدیم و چند شبى را در آنجا بسر بردیم. شب سوم یا چهارم بود كه به وجود مقدس آقا امام زمان علیهالسلام متوسل شده بودیم، كه حضرت را در خواب زیارت كردم، حضرت فرمودند:
"به آقا شیخ بفرمایید: به درس و بحثتان ادامه بدهید، نگران مشكل مالى نباشید، مرتفع مىشود".
ما خوشحال به محضر مبارك مرحوم شیخ رسیدیم و چند روزى طول نكشید كه حاج شیخ، تمام بدهى خود را به نانوایان پرداختند و از آن به بعد مشكل مالى به تدریج مرتفع شد و آیة اللَّه حائرى رحمةاللَّه هم تا آخر عمرشان با مشكلى كه نتوانند آن شهریه مختصر طلاب حوزه علمیه قم را بپردازند مواجه نشدند.
حاشا به من كه گومیش از كعبه برتر است
گر كعبه نیست كعبه دلها است جمكران
حاجت رواست هر كه كند رو بدان مكان
چون قبلهگاه اهل تولاّ است جمكران
| |||||||||||

جمعه یعنى یک غزل دلواپسى
جمعه یعنى گریه هاى بى کسى
جمعه یعنى روح سبز انتظار
جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراری هاى آب
جمعه یعنى انتظار آفتاب
جمعه یعنى ندبه اى در هجر دوست
جمعه خود ندبه گر دیدار اوست
جمعه یعنى لاله ها دلخون شوند
از غم او بید ها مجنون شوند
جمعه یعنى یک کویر بى قرار
از عطش سرخ و دلش در انتظار
انتظار قطره اى باران عشق
تا فرو شوید غم هجران عشق
جمعه یعنى بغض بى رنگ غزل
هق هق بارانى چنگ غزل
زخمه اى از جنس غم بر تار دل
تا فرو شوید غم هجران دل
جمعه یعنى روح سبز انتظار
جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراری هاى آب
جمعه یعنى انتظار آفتاب
لحظه لحظه بوى ظهور مى ید
عطر ناب گل حضور مى ید
سبز مردى از قبیله عشق
ساده و سبز و صبور مى آید
اعتقاد به ظهور آخرين منجي
به موجب مقررات آئين زرتشت هر هزار سال از دختري باکره از نطفه زرتشت نجات دهنده اي نمايان مي شود، در هزاره سوم يعني آخرين دوره (سوشيانت) ظهور مي کند، مردگان زنده مي شوند؛ حوادث آسماني موجب ذوب شدن فلزات در دل کوهها مي گردد؛ فلز ذوب شده براي مؤمنين شير سرد و براي دشمنان دين، دردناک است، مردم بدکار و شياطين نابود مي شوند، نيکوکاران به آب زندگي جاويد ميرسند. طبق مدرکي سوشيانت و بنا بر سند ديگر شخص زرتشت خودش آئين مزدا را تکريم و تقديس مي کند؛ خراي از جهان ميرود و خوشي و شادي برقرار ميگردد. کرگ لينگر مينويسد: در دين زرتشت مفهوم بزرگي وجود دارد که نه در آئين مصريان قديم ديده مي شود و نه در انديشه هاي بسيار عميق هندو، آن اين است که جهان داراي تاريخ است و از قانون تحول پيروي مي کند، وضع فعلي جهان را به مرحله نهائي رهبري مي کند، همه نيروها در کار خود بايد به آن راه بروند، در نظر زرتشت دنيا از برنامه استمرار تاريخ پيروي مي کند و ميدان جنگ است، مبارزه اي پر شور، نيروها را مقابل يکديگر قرار داده است و اين امر واجب است و نتيجه آن تکامل مردم با تقوي و بهره مندي از زندگي جاويدان است.

زندگی بقیةاللهالاعظم عجلالله تعالیفرجه در زمان غیبت، و چگونگی آن، چنان است که خود آن حضرت در دعای حجاب از درگاه قادر متعال درخواست نموده که محجوب، و پشت پرده دیدهها باشد. اَللهُمَّ احْجِبْنِی عَن عُیونِ اَعدائِی وَ اجْمَع بَینِی وَ بَینَ اَولِیائِی. 1
در تشرّف ابراهیم بن مهزیار آمده که از طائف گذشتیم و به قسمتی از دشت حجاز رسیدیم که عواملی نامیده میشد. در این دیدار امام علیهالسلام به پسر مهزیار فرموده است:
پدرم با من پیمان بسته که در مخفیترین و دورترین سرزمینها مسکن گزینم تا از تیررس اهل ضلالت در امان باشم. این پیمان مرا به این ریگزارهای عواملی و دشت حجاز از نجد تا تهامه انداخته است. 2
در نقل دیگری آمده است که حضرت نمیخواهد در زیر پرچم هیچ حکومتی قرار گیرد تا بیعت کسی به گردنش نباشد.
منبع: زندگی امام علیهالسلام در غیبت (چگونگی، مکان، همسر و اولاد)




راه اول. معرفي با اسم: نخستين راه شناساندن، آوردن اسم شخصيت مورد نظر است؛ مانند: (و ما محمد الا رسول)[1] يا (واذکر في الکتاب مريم)[2]
|
برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني قرآن كتاب پرشكوه خداست . در ايـن كـتـاب از هيچ چيز فروگذار نشده.. آخرين پيام آسمان به زمين و زمان است همانگونه كه اسلام ، آخرين دين آسمانى و آخرين برنامه زندگى است . ايـن قـرآنـى كـه از آن ((يـاجوج )) و ((ماءجوج )) و سرانجام آينده آنها خبر مى دهد، اين قـرآنـى كه از امكان گذشتن از جو و راهيابى انسان به كرات آسمانى گزارش مى كند و مى فرمايد: |

از کتاب نشانه های قائم آل محمد/فاضل همدانی