بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران
بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران
بصیرت حسینی

یكی از درس های مهم عاشورا كه ویژگی یاران حضرت امام حسین  علیه السلام و یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و بایستی سرلوحه منتظران قرار گیرد، بصیرت است. بصیرت یكی از خصلت های ستودنی حضرت عباس علیه السلام است كه در زیارت ایشان و در  وصفی كه حضرت سجاد علیه السلام از ایشان دارد، به آن تأكید شده است؛ «كان عمنا نافذ البصیره؛ عموی ما ، اهل بصیرت بود». بصیرت به معنای ورود دقیق و آگاهانه است. بصیرت جلوه هایی دارد كه به برخی از آنها اشارتی می شود.



:: موضوعات مرتبط: مقاله
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : یکشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۴
اولین جملات امام زمان(عج) پس از ظهور

 

 

از وجود مبارک امام باقر (ع) رسیده است: وقتی ولی عصر أرواحنا فداه ظهور می‌کند که ذات أقدس إله لطفی نسبت به امت انسانی و اسلامی داشته باشد، و دست مرحمت إله بر بالای سر امت اسلامی کشیده بشود، که عقل اینها و اندیشه اینها کامل باشد؛ اینها اندیشوران فرزانه خواهند بود، و خردمندان مُتبحّر و حکیم. آنچه که در جامعه اسلامی می‌گذرد و حکومت می‌کند، «فرهنگ دینی» است. با این رشد مردم شرایط علمی ظهور حضرت را فراهم کرده‌اند. طبق این روایتی که از امام باقر (ع) رسیده است؛ تا مردم عاقل نشوند، معارف دین را درست نشناسند، و معنای امامت را درست ارزیابی نکنند، توفیق انتظار ولی عصر أرواحنا فداه نصیب آنها نخواهد شد.



:: موضوعات مرتبط: اخبار، روايات
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴
شعر زیبای رهبری تقدیم به محضر آقا امام زمان (ارواحنا فداه)
 

 

دل را زبی خودی سر از خود رمیدن است

 

جان را هوای از قفس تن پریدن است

 

 

از بیم مرگ نیست كه سر داده ام فغان

بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

 

 

 

دستم نمی رسد كه دل از سینه بركنم

باری علاج شكر گریبان دریدن است

 

 

شامم سیه تر است ز گیسوی سركشت

خورشید من برآی كه وقت دمیدن است

 

 

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پركشیدن است

 

 

 

بگرفت آب و رنگ ز فیض حضور تو

هر گل دراین چمن كه سزاوار دیدن است

 

 

 

با اهل درد شرح غم خود نمی كنم

تقدیر قصه ی دل من ناشنیدن است

 

 

 

آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا

روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

 

  

امین : تخلص رهبری ، آیت الله خامنه ای در غزل

 


:: موضوعات مرتبط: اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۴
امام زمان ( عج) می فرماید:
 

ملعون است ، ملعون است ، کسی  که نماز صبحش را به تأخير بيندارد ، تا زمانی کهستارگان آسمان محو شوند .

 

(بحارالأنوار ، ج 52، ص 16.)

 

 

 

 هر يک از پدرانم بيعت يکی از طاغوتهای زمان به گردنشان بود ، ولی من در حاليقيام خواهم کرد که بيعت هيچ طاغوتی به گردنم نباشد .

 

(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181.)



:: موضوعات مرتبط: حديث و دعا
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۴
توصیه امام زمان (عج ) به زیارت عاشورا
 

در یکى از منازل بین راه خبر دادند که قدرى زودتر روانه شویم که منزل آینده خطرناک و مخوف است کوشش کنید که از کاروان عقب نمانید.

 

از این جهت دو سه ساعت به صبح مانده راه افتادیم هنوز یک فرسخ نرفته بودیم که هوا منقلب شد و برف باریدن گرفت به طورى که رفقا هر کدام سرهاى خود را به پارچه پیچیدند و تند رفتند من هم هر چه کردم که بتوانم با آنها بروم ممکن نبود سرانجام از آنها عقب ماندم و ناچار از اسب پیاده شده و در کنار راه نشسته و متحیر بودم مخصوصاً به خاطر ششصد تومان پولى که براى هزینه سفر همراه داشتم نگرانى بیشترى داشتم .

 

با خود گفتم : همین جا تا صبح مى مانم و به منزل قبلى بر مى گردم و از آنجا چند نفر مستحفظ به همراه داشته خود را به قافله مى رسانم .

 

در این اندیشه بودم که در برابر خود باغى دیدم که باغبانى با بیلش برف درختان را مى ریخت تا مرا دید جلو آمد و گفت : کیستى ؟

 

گفتم : رفقایم رفتند و من مانده ام و راه را نمى دانم .

 

به زبان فارسى فرمود: نافله بخوان تا راه را پیدا کنى . من مشغول نافله شدم نماز شب تمام شد باز آمد و فرمود: نرفتى ؟

 

گفتم : واللّه راه را نمى دانم .

 

فرمود: جامعه بخوان .

 

من زیارت جامعه را از حفظ نداشتم و اکنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و زیارت جامعه را تماماً از حفظ خواندم .

 

باز آمد و فرمود: نرفتى و هنوز اینجایى ؟

 

بى اختیار گریه ام گرفت ، گفتم : آرى راه را نمى دانم .

 

فرمود: عاشورا(2) بخوان .

 

زیارت عاشورا را نیز از حفظ نداشتم و اکنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و مشغول زیارت عاشورا شدم و همه اش را حتى لعن و سلام و دعاى علقمه را از حفظ خواندم .

 

بار سوم آمد و فرمود: نرفتى و هستى ؟گفتم : آرى نرفتم هستم تا صبح .

 

فرمود: من هم اکنون تو را به قافله مى رسانم . سپس رفت و بر الاغى سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و آمد. فرمود: ردیف من بر الاغ سوار شو. من هم پشت سر او سوار شدم و افسار اسبم را کشیدم ، اسب اطاعت نکرد.

 

فرمود: جلو اسب را به من بده . عنان اسب را به دست راست گرفت و راه افتاد. اسب در نهایت تمکین پیروى کرد. سپس دست مبارکش را بر زانوى من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمى خوانید؟

 

نافله ، نافله ، نافله ، سه بار تکرار کرد.

 

آنگاه فرمود: شما چرا عاشورا نمى خوانید؟

 

عاشورا، عاشورا، عاشورا.

 

سپس فرمود: شما چرا جامعه نمى خوانید؟

 

جامعه ، جامعه ، جامعه .

 

دقت کردم دیدم در وقت پیمودن راه به نحو دایره راه طى مى کرد یک مرتبه برگشت و فرمود: اینها رفقاى شمایند که کنار نهر آبى فرود آمده و براى نماز صبح وضو مى گیرند.

 

پس من از الاغ پیاده شدم و خواستم سوار اسبم شوم نتوانستم آن آقا پیاده شد و بیل را در برف فرو کرد و به من کمک کرد تا سوار شدم و سر اسب را به طرف رفقایم بر گردانید من در این هنگام با خود گفتم این شخص کى بود که به زبان فارسى حرف مى زد و حال آنکه زبانى جز ترکى و مذهبى جز عیسوى در آن نواحى نبود و چگونه با این سرعت مرا به قافله رساند؟

 

برگشتم پشت سر خود را نگاه کردم دیدم کسى نیست .

 


1.امدادهاى غیبى امام زمان ص 157 به نقل از نجم الثاقب ص 343 و مفاتیح الجنان ص 1011.

2. نجم الثاقب ، ص 664

 



:: موضوعات مرتبط: اخبار، مقاله، روايات
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : پنجشنبه پنجم آذر ۱۳۹۴
بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران
بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران
بصیرت حسینی

یكی از درس های مهم عاشورا كه ویژگی یاران حضرت امام حسین  علیه السلام و یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و بایستی سرلوحه منتظران قرار گیرد، بصیرت است. بصیرت یكی از خصلت های ستودنی حضرت عباس علیه السلام است كه در زیارت ایشان و در  وصفی كه حضرت سجاد علیه السلام از ایشان دارد، به آن تأكید شده است؛ «كان عمنا نافذ البصیره؛ عموی ما ، اهل بصیرت بود». بصیرت به معنای ورود دقیق و آگاهانه است. بصیرت جلوه هایی دارد كه به برخی از آنها اشارتی می شود.



:: موضوعات مرتبط: مقاله
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : پنجشنبه پنجم آذر ۱۳۹۴
پرسش: سرنوشت شيطان در ظهور چگونه است؟

پاسخ: در قرآن مجيد از شيطان نقل ميکند که پس از اينکه به دليل سجده نکردن بر انسان و تمرد از دستور الهي، رانده شد، به خداوند عرض کرد: " قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ"؛"پروردگارا! مرا تا روزي که بر انگيخته خواهند شد مهلت ده"(حجر، 36). شيطان در اين درخواست دو مطلب را از خداوند متعال خواسته است: 1. به او مهلت داده شود، 2. اين مهلت تا قيامت و روز مبعوث شدن بندگان ادامه داشته باشد.
پاسخ حضرت حق تعالي به او چنين است: " قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ * إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ؛تو از مهلت يافتگاني، تا روز و وقت معلوم"(حجر، 37و38) خداوند متعال به او مهلت داده است و درخواست اولي او را اجابت کرده است. اما درخواست دوم او او را که خواسته بود تا روز قيامت مهلت داشته باشد اجابت نشده است، بلکه تا روز و وقت معلوم به او مهلت داده شده است. پسرش اين است که " وقت معلوم" چه زماني است؟ در بحار الانوار، ج60 ص221، از امام صادق(ع) روايتي وارد شده است ابن وهب از امام درباره سرنوشت ابليس در آيه پرسش ميکند که اين روز، چه روز و زماني ااست؟ امام ميفرمايند: "اي وهب! آيا تصور ميکني که آن روز زماني است که خدا در آن روز مردم را مبعوث ميکند؟(چنين نيست) بلکه خداوند ابليس را تا روز قيام قائم ما مهلت ميدهد. در آن زمان حضرت، ابليس را محم ميگيرند و گردن او را ميزند و آن روز، زمان معلوم است."
هدف اصلي انسان سعادت است و سعادت در جامعه بشري با حکومت حضرت مهري(ع) حاصل ميشود که در آن زمان زمين پر از عدل و داد ميشود و خبري از کفر و ظلم نيست. در آن زمان، قلبها از وسوسههاي شيطاني پاک ميشود و فساد نابود ميگردد. در اين روز، ابليس که کاري جز وسوسه و به انحراف کشاندن جامعه بشري ندارد، به عنوان اصل فساد، گردن زده ميشود پس منظور از کشته شدن ابليس و شيطان به دست حضرت، به قتل رساندن شيطان و پايان مهلتي است که به شيطان داده بود.
البته قتل شيطان و ابليس، به معناي از بين رفتن همه شياطين به ويژه انسانهاي شيطان صفت نيست، زيار تکليف برقرار است و تکليف دائر مدار اختيار خير و شر است و برخي انسانها هتسند که نقش شيطان را بر عهده دارند. ضمن اينکه نفس اماره نيز اتس. امام رئيس شيطانها را که نقشي اساسي براي انحراف و گناه دارد از بين ميبرد.
براي آگاهي بيشتر به تفسير الميزان، ج14، ص167ـ 169 ذيل آيه 38 از سوره مبارکه حجر و ص 184 ذيل بحث روايي آيه مذکور مراجعه شود.



:: موضوعات مرتبط: اخبار، مقاله، حديث و دعا، روايات
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : پنجشنبه پنجم آذر ۱۳۹۴
از پیامبر اکرم(ص)


پیامبراکرم (ص) میفرماید :اي محبان مهدي(عج)،اگر يك روز از عمر گيتي باقي مانده باشد،خداوند تبارك و تعالي آن روز راچنان طول بخشد كه قائم(عج) ظهور كند.التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: اخبار، حديث و دعا، روايات
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : شنبه چهارم مهر ۱۳۹۴
دعای رفع گرفتاری به نقل از آقا امام زمان (علیه السلام)
   

حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دعایی را به مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری یاد دادند تا در ایام گرفتاری‌های زندگی خوانده شود.

به گزارش خبر حوزه، امام جمعه موقت تهران،با اشاره به نقش مهم توکل بر خدا در حل مشکلات زندگی انسان اظهار داشت: مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌بست رسیدی این دعا را بخوان:

«يا مَن إذا تضايقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب اليه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموريَ المتضايقةِ باباً لم يَذهَب اليه وَهمٌ يا ارحم الراحمين».

حجت الاسلام صدیقی اضافه کرد: در این دعا بر خداوند عرضه می‌داریم: « ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌دهد ؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌کند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد».



:: موضوعات مرتبط: حديث و دعا
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴
حدیثی از پیامبراکرم (ص)

رسول اکرم (ص) در باره ی قیام فرزندش و کیفیت آن چنین می فرماید:

 

یَخرُجُ المَهدِیُّ وَ عَلی رَاسِهِ غَمامَةٌ فیها مُنادٍ یُنادی هذا المَهدِیُّ خَلیفَةٌ اللهِ فَاتَّبِعُوهُ

 

مهدی(ع) ظاهر می شود در حالی که قطعه ابری بر سر آن حضرت گرفته است. درآن حال ،منادی فریاد می زند :ای جها نیان این است مهدی آل محمد و جانشین خداوند در روی زمین. از او متابعت کنید



:: موضوعات مرتبط: حديث و دعا
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۳
پنج راه برای یاری امام عصر عج الله تعالي فرجه الشريف
   
پنج راه برای یاری امام عصر عج الله تعالي فرجه الشريف
در کلمه ای قدسی نقل است که خداوند تعالی فرمود :
« محبوب ترین بندگان نزد من ، کسانی هستند که حق مرا برپا داشته اند ، و برترین و گرامی ترین این افراد ، محمد است که سید و آقای خلائق است و بعد از او علی مرتضی برادر محمد مصطفی است و پس از علی دیگر امامان راستین ، که حق را به پا می دارند . در رتبه بعد از ایشان کسانی قرار دارند که آنان ( یعنی پیامبر و جانشینان او ) را برای دستیابی به حقشان یاری می کنند و در درجه بعد کسانی هستند که آنان ( یعنی پیامبر و اهل بیتش ) را دوست دارن و از دشمنان بیزارند ، اگر چه اهل بیت را یاری و نصرت نکرده باشند . »
از این گفتار خدای بلند مرتبه در می یابیم که بالاترین درجه ای که یک شیعه می تواند بدان دست یابد « رتبه یاری اهل بیت علیم السلام » است و رتبه « محبت اهل بیت و بغض دشمنان ایشان » رتبه ای پایین تر از مرتبه « نصرت و یاری گری » است .

 



:: موضوعات مرتبط: اخبار، مقاله
:: ادامه مطلب
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : چهارشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۳
فضیلت انتظار

امیر مومنان علی بن ابی طالب(علیه و آله السلام)فرموده اند:

اَلمُنتَظِرُ لِاَمرِنا کَالمُتَشَحَّطِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ اللهِ!

آن که منتظر امر(فرج)ماست ، مانند کسی است که در راه خدا در خونش تپید باشد1


         گــر دیــده ام نــدیــد رخ دلــربــای تــو

                                              دل پر زند به سینه ی من در هوای تو

          خواهم که جای پای تو را بوسه ها زنم

                                             در حـیرتم که هست کجا جای پـای تو

1:کمال الدّین ، صفحه ی 654.

الهم عجل لولیک الفرج



:: موضوعات مرتبط: تصاوير، اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲
میلاد امام حسن عسکری(ع)مبارک باد

شیعیان مژده كه از پرده برون یار آمد

عـسـكـرى پـورنـقـى مـظـهر دادار آمد

گشت از كان كرم گوهر پـاكـى ظـاهـر

ز صــدف آن دُر تـابـنـده بـه بــازار آمـد

شـد تـولد ز سلیل آن مـه تـابـنـده حق

سـامـره از قـدمش جـنـت الانـهـار آمد

بهر مولود حسن پورنقى از دل عرش

تـهـنــیــت بـاد ز خـلـاق، جـهـانـدار آمـد

بـا صفـات احـدى كـرد تـجـلى به جهان

نـور چـشـم على و احمد مـخـتـار آمد



:: موضوعات مرتبط: اخبار، تصاوير
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۲
چه خوش باشد كه بعد از انتظارى به امیدى رسد امیدوارى

سخن از خصوصیات انقلاب جهانى آن یار سفر كرده، زمانى شیرین‏تر مى‏شود كه امامان معصوم علیهم‏السلام ویژگی‌ها و نشانه‏هاى عصر ظهور حضرت قائم آل محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله را برایمان توصیف كنند و بذر امید و آرزوى استقرار دولت كریمه امام زمان علیه‏السلام را در دل‌هاى به انتظار نشسته‏مان شكوفا گردانند تا رایحه دل‏انگیز دوران ظهور در روح و جسم انسان‌هاىِ خسته از ظلم و ناعدالتى و فتنه و فساد، حیاتى تازه ببخشد.

اگر آن نائب رحمان ز درم باز آید

عمر بگذشته به پیرانه سرم باز آید

دارم امید خدایا كه كنى تأخیرى

در اجل تا به سرم تاج سرم باز آید

گر نثار قدم مهدى هادى نكنم

گوهر جان به چه كار دگرم باز آید

آن ‏كه فرق سر من خاك كف پاى وى است

پادشاهى كنم ار او به سرم باز آید

كوس نو دولتى از بام سعادت بزنم

گر ببینم كه شه دین ز درم باز آید

مى‏روم در طلبش كوى به كو دشت به دشت

شخصم ار باز نیاید خبرم باز آید

«فیض» نومید مشو در غم هجران و منال

شاید ار بشنود آه سحرم، باز آید



:: موضوعات مرتبط: اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲
مسابقه وبلاگ نویسی
اولین مسابقه وبلاگ نویسی با عنوان « از بسیج تا بسیج » که به همت بسیج جامعه زنان ناحیه شهید رجایی برگزار شده است ، تمدید شد .

به گزارش خبرنگار قسم از ناحیه شهید رجایی ، اولین مسابقه وبلاگ نویسی « از بسیج تا بسیج »  که به مناسبت آغاز هفته بسیج با شعار « ولایت و بیداری اسلامی » به همت بسیج جامعه زنان ناحیه شهید رجایی برگزار شده است ، تمدید شد .



:: موضوعات مرتبط: اخبار
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲
یا مهدی



مولای من وقت آمدنت دیر شد بـیــا

این دل در انتظار تـو پیـر شد بـیـــــا

دیدم به خواب امدی از جاده های دور

گفتم دلم ؛ خواب تو تعبیر شد بـیـــــــا

این جمعه هم گذشت ، ولیکن نیامدی

آیات غربتم همه تفسیر شد بـیـــــــــا

گفتی که پاک کن دلت ازهرچه غیر ماست

قلبم به احترام تو تطهیر شد بـیــــــــا

هر شب به یاد خال لبت گریه می کنم

عکست میان آینه تصویر شد بـیــــــــا

در دفترم به یاد تو نرگس کشیده ام

نرگس هم از فراق تو دلگیر شد بـیــا

 

 

صبر و قرار من به سر آمده

زود بیا وقت سحر آمده

گو چه کنم از غم هجران تو

از همه کس جز تو خبر آمده

بس زغمت گریه کنم روز و شب

چشم من از کاسه به در آمده

چون شده ام در صف دیوانگان

لیلی و مجنون به نظر آمده

کی شود این مژده ز تو بشنوم

یوسف گمگشته ز در آمده

بهر خدا و دل کاشف بیا

وقـت رهـائی بشـر آمده



:: موضوعات مرتبط: اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲
آقای بهجت و حکایت تشرف دوست لبنانیش
چون من به این بنده خدا قول داده بودم که تا در قید حیات هست، ظهور من اتفاق می افتد، اما چه کنم که باز هم به امر الهی در ظهورم تاخیر افتاد
دوست لبنانی هم به حضرت گفته بود بله! به یکباره می بیند که در و دیوار و آدمها همه عوض شدند و  متوجه می شود که رسیده اند به نجف! آقا می رسند به در خانه ای یاالله می گویند و وارد می شوند که منزل همان عالمی بوده که تابستان مرحوم شده بود. این دوست لبنانی آیت الله بهجت به ایشان گفته بود که من هم وارد اتاق شدم و پشت در ایستادم و در را بستم. دیدم حضرت با آن عالم بزرگوار صحبت می کنند. من الفاظ را می شنیدم ولی نمی فهمیدم. بعد از حدود نیم یا یک ساعت آقا آمدند بیرون خداحافظی کردند. بعد آقا به من فرمودند که این آقای بزرگوار یک هفته بیشتر زنده نیست و من هم آمده بودم برای خداحافظی. البته ایشان از ما گلایه کرد،
چون من به این بنده خدا قول داده بودم که تا در قید حیات هست، ظهور من اتفاق می افتد، اما چه کنم که باز هم به امر الهی در ظهورم تاخیر افتاد! یعنی ببینید بنا بود حدود بیست و چند سال قبل ظهور اتفاق بیافتد ولی باز هم تاخیر افتاد! این اتفاقات می تواند نشانه هایی از ظهور باشد ولی ممکن است به دلیل کمبود ظرفیت ما این امر الهی باز هم تاخیر بیفتد ...

...........................................................................................

منبع : قسمتی از مصاحبه ایشان در مورد ظهور وب سایت استاد آقا مرتضی تهرانی



:: موضوعات مرتبط: داستان
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲
ای نگاهت دوای هـــــر دردی

ای نگاهت دوای هـــــر دردی

آرزو می کنم که بـــــــرگردی

کاش من باخبر شـــوم روزی

لحظه ای بر دلم گــــذر کردی

زنده ام من به عشق دیدارت

بسته جانم به روی زیبــــایت

منتـــــظر مانده چشم گریانم

پس کجایی؟ دلم به قربــانت

مثل مهتاب و آسمان هستی

آفتابی ، تو مهربـــان هستی

با تو معنای عشق کامل شد

یار و مولای عاشقان هستی

جمعه ها دل که بیقرارت شد

تا سحر چشم انتـــظارت شد

اشکها ریختم شبـــــــانگاهان

چون امیدم به نوبــــهارت شد

ای که بر درد و غم دوا هستی

نور عشقی و با وفـــا هستی

بی تو طاقت ندارد این دل بیا

صبر تا کی کنم؟ کجا هستی؟

ای دل شیدای ما گرم تمنای تو

کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو

گرچه نهانی ز چشم دل نبود ناامید

می‎رسد آخر به هم چشم من و پای تو



:: موضوعات مرتبط: اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲
بسیج یعنی مدرسه ی انتظار
بسیج یعنی مدرسه ی انتظار الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام بسیج چیست ؟ و بسیجی کیست ؟ بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد و بسیجی شاخ برگ درختیست که با ایثار و فداکاری تمام مجاهدان از صدر اسلام تاکنون پیوسته مراقبت شده تا بوی دل انگیز آن بهار صلح و امنیت را برای میهن اسلامی مان به ارمغان بیاورد و بسیجی بر بالای آن حدیث عشق را سروده است . بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش برگلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند و بسیجی دانش آموخته مکتبی است که فارغ التحصیلان آن در جنت رضوان سکنی گزیده و ثمره رشادتهای خود را در لقاء پروردگار خویش یافته اند .

:: موضوعات مرتبط: مقاله
:: ادامه مطلب
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲
بسیجی

و به نام اولين بسیجی عالم امیرالمومنین علی (ع) در روزی که فرزندش سهم عسلش از بیت المال را به دلیل نیاز زودتر گرفته بود بر خود لرزید و فرمود : عزیزم اگر شب گذشته که تو سهم خود را از بیت المال گرفتی تا صبح در این شهر  کسی سرگرسنه بر زمین گذاشته باشد ، علی جواب خدایش را خواهد داد ؟

 

و به نام  آن بسیجی که تن به شمشیر داد ولی ذلت را نپذیرفت.

 

 و به نام آن بسیجی که روزی  خواهد آمد و عالم را از بند تبعیض و بردگی و جهالت نجات خواهد داد .

 

و به نام آن پیر بسیجی خمینی کبیر که رهبر جهان اسلام بود و در خانه ای ساده می زیست و در گرمای تابستان وقتی خواستند پنکه ای برای او تهیه کنند تا بدن نحیفش از گرمای تابستان در امان بماند می گوید : چون دیگران از این وسیله بی بهره اند لازم نیست برای من پنکه بیاورید .

 

و به نام آن بسیجی ۱۳ساله که نارنجک به کمر بست و به زیر شنی های تانک دشمن رفت و بنیانگذار عملیات شهادت طلبانه در عصر گریز از مرگ شد .

و به نام آن بسیجی که فرمانده لشکر بود اما هنگامی که همسرش از او ۵۰۰۰ ریال پول دستی می خواهد، از یکی از دوستانش قرض می گیرد و به او می دهد تا شرمنده همسرش نشود .

 

و به نام آن بسیجی با اخلاص که نماینده حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع بود و تمام زندگی اش خلاصه می شد در اتاقی کوچک و ساده که در آن بر روی جعبه میوه پتویی کشیده بود و با همسرش آنجا زندگی می کرد .

 

و به نام آن بسیجی عاشق که شهردار شهر بود و هنگام عبور از خیابان وقتی دید که راه جوی آب بسته شده است ، خود جارویی برداشته و به داخل جوی رفته و راه بسته شده را به تنهایی باز نمود و بعد از شهادتش ،‌پیکرش هدف خمپاره قرار گرفت تا حتی یک متر از خاک این دنیا را برای تدفینش اشغال نکند .

و به نام آن ابر مرد بسیجی که با مدرک دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاههای آمریکا قید زندگی راحت مادی را در آمریکا زد و راهی لبنان و ایران شد تا در جنگ و مبارزه مستضعفان جهان علیه استکبار شرکت کند و عروس شهادت را در آغوش کشد .

 

و به نام بسیجی که فرمانده گردان بود و چون از عملیات شناسایی در آن گرمای تیر ماه بازگشت، مسول تدارکات،کمپوت آلبالویی هدیه لبان خشک و ترک خورده اش کرد ، اما وقتی فهمید از این کمپوت به تعداد نیروها موجود نیست با بغض و ناراحتی از این که دیواری کوتاهتر از دیوار او پیدا نکرده اند ، کمپوت را به کناری نهاد و تنها به نوشیدن جرعه ای از آب گرم قناعت کرد .

 

و به نام آن بسیجی دانش آموز که برای آنکه بتواند کمپوتی به جبهه هدیه کند روزها فاصله خانه تا مدرسه را با پای پیاده طی می کرد تا کرایه های ماشین را پس انداز کند و بتواند کمپوتی برای شیران جبهه حق خریداری کند .

 

و به نام آن زن بسیجی که هنگام ازدواج ، همسرش به او گفت : « دراین دنیا هرکاری برای خوشبختی تو انجام می دهم » و اکنون در پی سال ها که از آن روز می گذرد هر روز با لبخندی بغض آلود  چندین بار برای شوهر قطع نخاعی اش  لگن می آورد و خم به ابرو نمی آورد .

آری ! فرهنگ بسیجی این است .

   بسیجی ترین شاعر ابوالفضل سپهر



:: موضوعات مرتبط: اخبار، مقاله
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲
به نام خداوند آفريننده بسيجي ها



:: موضوعات مرتبط: تصاوير
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲
شعر

 

 

حضرت امام خمینی (ره)

در غم هجر رخ ماه تو در سوز و گدازیم
تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم

شب هجران تو اخر نشود رخ ننمایی
در همه دهر تو در نازی و ما گرد نیازیم

آید آن روز که در بازکنی پرده گشایی
تا به خاک قدمت جان و سر خوش بیازیم

به اشارت اگرم وعده دیدار دهد یار
تا پس از مرگبه وجد آمده در ساز و نواییم

گر به اندیشه بیاید که پناهی سا به کویت
نه سوی بتکده رو کرده و نه راهی حجازیم

ساقی از آن خم پنهان که ز بیگانه نهان است
باده در ساغر ما ریز که ما محرم رازیم



:: موضوعات مرتبط: اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : یکشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۲
به امید ظهورش صلوات

اس ام اس امام زمان اردیبهشت 90 - www.RadsMs.com

همه گویند به امید ظهورش صلوات

کاش این جمعه بگویند به تبریک حضورش صلوات

اللّهم عجّل لولیک الفرج

.



:: موضوعات مرتبط: اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲
اولین بیعت کننده با امام زمان کیست؟!

اولين مسئله اي كه پس از اعلام ظهور حضرت قائم(عج) به وجود خواهد آمد مسئله بيعت با ايشان است واين سوال به ذهن متبادر مي شود كه چه كسي اولين بار با ايشان بيعت خواهد كرد. از روایات رسيده از جانب معصومين(ع) چنین استفاده می شود كه اوّلین كسی با حضرت مهدی(عج) بیعت كرده و به دست مبارك آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرّب الهی است.

مفضّل بن عمر از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمود: آنگاه كه خداوند به حضرت قائم اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت كند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش آنها را بخواند و به این كه بین ایشان و روش رسول خدا(ص) رفتار كند و به كردار آن حضرت عمل كند.
آنگاه خداوند جبرئیل را می فرستد كه نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(ع) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرئیل می گوید: من نخستین كسی هستم كه با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز كن، پس دست به دست آن حضرت گذارد و متجاوز از سیصد و ده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند و در مكه می ماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.(1)
همچنين نقل شده است كه حضرت قائم(عج) پشت به حرم(خانه كعبه) می دهد و دست خود را دراز می كند مثل دست موسی ... آنگاه می فرمایند: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا كشیده شد و این آیه را تلاوت می كند :"ان الذین یبایعونك انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم، فمن نكث فانما ینكث علی نفسه ...". پس اول كسی كه دست آن حضرت را می بوسد جبرئیل است و با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جنّ و نقیبان آن حضرت بیعت می كنند. (2)

منابع:
1-مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص1154
2-اسرار العقائد، ج 2، ص 100 به نقل از كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی،‌ انتشارات نبوت

برگرفته ازسایت منتظران منجی (عج)



:: موضوعات مرتبط: اخبار، روايات
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲
داستانی درمورد امام زمان (عج)-شفاى ابو راجع حمامى
 

 

 یکى از داستانهایى که علماء و افراد مورد اطمینان نقل کرده اند و به عنوان یک حادثه قطعى ، در عصر خود شهرت یافت ، داستان ((ابوراجح ))است .


ابو راجح از شیعیان مخلص شهر حله (یکى از شهرهاى عراق که در نزدیک نجف اشرف واقع شده ) و سرپرست یکى از حمامهاى عمومى حله بود، از این رو بسیارى از مردم او را مى شناختند.


در آن عصر، فرماندار حله شخصى به نام ((مرجان صغیر))بود، به او اطلاع دادند که ابو راجح حمامى از بعضى از اصحاب منافق رسول خدا (ص ) بدگوئى مى کند، فرماندار دستور داد او را آوردند، آنقدر او را زدند که در بستر مرگ افتاد، حتى آنقدر به صورتش مشت و لگد زدند که دندانهایش ‍ کنده شد، و زبانش را بیرون آوردند و با جوالدوزى سوراخ کردند، و بینى اش را بریدند و با وضع بسیار دلخراشى ، او را به عده اى از اوباش ‍ سپردند، آنها ریسمان برگردان او کرده و در کوچه ها و خیابانهاى شهر حله مى گرداندند، بقدرى خون از بدن او بیرون آمد، و به او صدمه وارد شد که دیگر نمى توانست حرکت کند، و کسى شک نداشت که او مى میرد، و بعد فرماندار تصمیم گرفت او را بکشد، ولى جمعى از حاضران گفتند: او پیرمرد فرتوت است ، و به اندازه کافى مجازات شده و خواه و ناخواه بزودى مى میرد، بنابراین از کشتن او صرف نظر کنید، بسیار از فرماندار خواهش ‍ کردند، تا اینکه فرماندار او را آزاد کرد.


فرداى همان روز، ناگاه مردم دیدند او از هر جهت سالم است و دندانهایش ‍ در جاى خود قرار گرفته است ، و زخمهاى بدنش خوب شده است ، و هیچگونه اثرى از آنهمه زخمها نیست ، و برخاسته و مشغول خواندن نماز است ، حیران شدند و با تعجب از او پرسیدند:


چطور شد که اینگونه نجات یافتى و گوئى اصلا تو را کتک نزدند و آثار پیرى از تو رفته و جوان شده اى ؟


ابو راجح گفت : من وقتى که در بستر مرگ افتادم ، حتى با زبان نتوانستم دعا بکنم


و تقاضاى کمک از مولایم حضرت ولى عصر (عج ) نمایم ، در قلبم متوسل به آن حضرت شدم ، و از آن حضرت درخواست عنایت کردم ، و به آن بزرگوار پناهنده شدم ، وقتى که شب کاملا تاریک شد، ناگاه دیدم خانه ام پر از نور شد، در هماندم چشمم به مولایم امام زمان (عج ) افتاد، او جلو آمد و دست شریفش را بر صورتم کشید و فرمود: ((برخیز و براى تاءمین معاش ‍ خانواده ات بیرون برو خدا تو را شفا داد))


اکنون مى بینید که سلامتى کامل خود را باز یافته ام .


یکى از وارستگان آن حضرت ، بنام شمس الدین محمد قارون ، پس از نقل ماجراى فوق مى گوید: ((سوگند به خدا، من ابو راجح را مکرر در حمام حله دیده بودم ، پیرمرد فرتوت ، زرد چهره و کم ریش و بد قیافه بود و همیشه او را اینگونه مى دیدم ، ولى پس از این ماجرا او را تا آخر عمرش ، جوانى تنومند و پر قدرت ، و سرخ چهره و با محاسن بلند و پر دیدم ، که گوئى بیست سال بیشتر عمر نکرده است ، آرى او به برکت لطف امام زمان (عج ) اینگونه شاداب و زیبا و نیرومند گردید.


خبر سلامتى و دگرگونى عجیب او از پیرى ضعیف به جوانى تنومند و قوى شایع شد، همگان فهمیدند فرماندار حله به ماءمورینش دستور داد او را نزد او حاضر کنند، آنها ابو راجح را نزد فرماندار آوردند، ناگاه فرماندار دید قیافه ابو راجح عوض شده ، و کوچکترین اثر آن زخمها در بدن و صورتش نیست ، ابوراجح دیروز با ابوراجح امروز، از زمین تا آسمان فرق دارد، رعب و وحشتى تکان دهنده بر قلب فرماندار افتاد، او آنچنان تحت تاءثیر قرار گرفت ، که از آن پس با مردم حله (که اکثر شیعه بودند) عوض شد.


او قبل از آن جریان وقتى که در حله به جایگاه معروف به مقام ((مقام امام - علیه السلام -))مى آمد، به طور مسخره آمیزى پشت به قبله مى نشست ، تا به آن مکان شریف توهین کند، ولى بعد از آن جریان به آن مکان مقدس مى آمد و و با دو زانوى ادب در آنجا رو به قبله مى نشست ، و به مردم حله احترام مى نمود و لغزشهاى آنها را نادیده مى گرفت ، و به نیکوکاران آنها نیکى مى کرد، در عین حال عمرش کوتاه شد و بعد از این جریان چندان عمر نکرد و مرد.


خدایا تو را به وجود مبارک چهارده معصوم - علیه السلام - که در این نوشته قطراتى از اقیانوس فضائل آنها آمده ، و تو را به وجود مبارک حضرت ولى عصر( عج ) سوگند مى دهم ، نام ما را در طومار شیعیان مخلص آن ثبت کن ، و شفاعت آنها را در دنیا و آخرت ، نصیب ما گردان .

یابن العسکرى !

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

هر گه که یاد روى تو کردم جوان شدم

آیا شود پیام رسد از سراى تو:

خوش باش من به عفو گناهت ، ضمان شدم

طالت علینا لیالى الانتظار فهل

یابن الزکى للیل الانتظار غدا


 



:: موضوعات مرتبط: داستان
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲
مهدیا

مهدیا!

باوربکن هرشب هوایت میکنم

قلب پاره پاره ای دارم فدایت میکنم

مینشینم گوشه ای تکرار نامت میکنم

روبه قبله اشک برچشمم دعایت میکنم



:: موضوعات مرتبط: تصاوير، اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲
ای...

ای ...




ای مدنـی برقع و مکی نقاب   ***   سایه نشیـن چنــد بود آفتاب

گر مهی از مهر تو موئی بیار   ***   ور گلـی از بـــاغ تو بوئی بیار

منتـظـران را به لب آمد نفس   ***   ای ز تــو فـریاد بـه فریاد رس


اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان

دعا واسه ظهور اقا امام زمان فراموش نشه التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲
فواید دعا برای فرج امام زمان(ع) چیست؟


آيت الله سيدمحمدتقي موسوي اصفهاني در کتاب گران سنگ مکيال المکارم به فواید و آثار دعا برای فرج امام زمان(علیه السلام) اشاره می نمایند که در ذیل آمده است.
1- امام زمان(علیه السلام) می فرمایند: " براي تعجيل فرج بسيار دعا کنيد که آن فرج شما است".
2-اين دعا سبب زياد شدن نعمتهاست
3-اظهار محبت قلبي
4-نشانه انتظار
5-زنده کردن امر ائمه اطهار
6-مايه ناراحتي ووحشت شيطان لعين
7-نجات يافتن از فتنه هاي آخرالزمان



:: موضوعات مرتبط: حديث و دعا
:: ادامه مطلب
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲
آقا
 آقا

      من اصلِ انتظار تو را برده ام زِ  یاد

                       با انتظارهای فراوانم از شما ...

 

سراینده: ؟؟

منبع : وبلاگ ستوده

 

جملات زیبا گیله مرد



:: موضوعات مرتبط: تصاوير، اشعار و مطالب ادبي
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۲
رجعت زنان در حكومت امام زمان "عليه السلام"
  نقش زنان در هيچ حركتى از حركت هاى اسلامى و شيعى، بر كسى پوشيده نيست . گروهي از ياوران حضرت بقية الله، زنانى اند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان(عليه السلام) آنان را زنده خواهد كرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود . اين گروه دو دسته اند: برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى ديگر فقط از آمدنشان سخن به ميان آمده است . در مطلب پيشين تحت عنوان " زنان در حكومت امام زمان عليه السلام " از امام صادق عليه السلام روايتي آورده شد كه : "همراه مهدی علیه السلام سیزده زن هستند؛ آنان مجروحان را مداوا می‌کنند و از بیماران جنگی پرستاری می ‌نمایند، چنان چه ، زنان در زمان پیامبر اسلام همراه او بودند." سپس حضرت نام نه نفر از آنها را ذکر فرمودند : قنواء دختر رشید زبيده ام خالد احمسیه ام سعید حنفیه صیانه ماشطه ام خالد جهنیه ام ایمن سمیه حبابه والبیه صیانه ماشطه . گفته شد كه سميه عليه السلام از زنان هم عصر پيامبر "ص" بود . او وهمسرش به سبب ايماني كه به رسول خدا داشتند به شهادت رسيدند. ام ایمن این بانوی مجاهد در صدر اسلام به حبشه و مدینه مهاجرت نمود. پیامبر صلي الله علیه و آله پس از شهادت همسر و فرزند او فرمودند: هر کس دوست دارد با زنی بهشتی ازدواج کند ام ایمن را برگزیند و زید بن حارثه با او ازدواج کرد. ام ایمن از حامیان با وفای حضرت زهرا سلام الله علیها و یکی از سه زنی است که در تشييع جنازه حضرت شرکت داشت . حبابه والبیه از زنان والا مقامی است که هشت امام معصوم را درک کرده و پیوسته مورد الطاف و عنایت قرار داشت. در یک یا دو نوبت به وسیله امام زین العابدین علیه السلام و امام رضا علیه السلام جوانی اش به او بازگردانده شد. حبابه، نه ماه پس از شهادت امام رضا علیه السلام زنده بود و پس از او بدرود حیات گفت. روایت شده که وقتی حبابه به خدمت امام زین العابدین رسید ، 113 سال از عمرش سپری شده بود و حضرت با انگشت سبابه خود اشاره‌ای نمود و جوانی‌اش بازگشت . صیانه ماشطه او همسر حزبیل نجار بود که در زمان حضرت موسی علیه السلام زندگی می‌کرد و به او ایمان آورد . نديمه ي دختر فرعون بود .او همواره ذکر خدا را می‌گفت ، روزي دختر فرعون از او پرسید: منظور از خدا پدرم فرعون است؟ صیانه جواب داد: خیر، بلکه خدای من کسی است که پدر تو را آفریده و او را از بین خواهد برد، دختر فرعون این جریان را به پدرش اطلاع داد و فرعون این زن را احضار کرد و گفت: مگر به خدایی من اعتراف نداری؟ زن گفت: هرگز! خدای حقیقی را رها نمی‌کنم تا تو را بپرستم . فرعون، عصبانی شد و دستور داد تنوری را روشن کردند و بچه‌های این زن را یکی یکی در آتش انداخته و در مقابل چشمانش سوزاندند تا نوبت به بچه شیرخوار او رسید . این زن مؤمنه خواست در ظاهر سخنی بگوید که ناگهان بچه به سخن آمد و به مادرش گفت: صبر کن تو بر حق هستی. مادر صبر کرد و آن بچه را هم در آتش سوزاندند و سپس خودش را نیز در آتش انداختند. این زن مؤمن و شجاع تا زمانی که زنده بود تسلیم نشد و در برابر همه مصائب تلخ ایستادگی کرد. حضرت رسول صلي الله علیه و آله در شب معراج درمحلی بوی بسیار خوشی به مشامش رسید، از جبرئیل پرسید: این بوی خوش بی نظیر چیست ؟ جبرئیل پاسخ داد: بوی خاکستر جسد سوخته همسر حزبیل و فرزندان او است. خداوند این زن مؤمنه را به خاطر فداکاری و ایمانش در زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهد کرد. امّ خالد جهنيه ام خالد نعمت تندرستى پيكر را براى حفظ پيكر اسلام، بر خود حرام كرد و جانباز شد. هنگامى كه استاندار عراق، يوسف بن عمر، زيد بن على را در شهر كوفه به شهادت رسانيد، دست امّ خالد را نيز به جرم تشيع و تمايل به قيام زيد قطع كرد. ابو بصير مى گويد: خدمت امام صادق (عليه السلام) بوديم كه امّ خالد با دست بريده شده آمد. حضرت فرمود: اى ابا بصير! آيا ميل دارى سخن امّ خالد را بشنوى؟ عرض كردم: آرى و به آن شادمان مى گردم. امّ خالد به نزد حضرت مشرف شد و سخنانى عرضه داشت. من او را در كمال فصاحت و بلاغت يافتم. حضرت(عليه السلام) نيز در مساله ولايت و برائت از دشمنان با او سخن گفت . منبع : زنان مرد آفرين تاريخ – محمد محمدي اشتهاردي ------------------------------- تهيه و تنظيم : پيروان عترت - واحد خواهران هيات رزمندگان اسلام

:: موضوعات مرتبط: اخبار، مقاله
نویسنده : منیژه اشجاری
تاریخ : جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲